تاريخ : پنجشنبه چهاردهم اسفند ۱۳۹۳ | 10:37 | نویسنده : آزاده
اعتراف می کنم 

دلم نه تو را می خواهد 

و 

نه هیچ یک از خاطرات ت را 

دلم تنها جایی خلوت و دنج می خواهد 

تا زخمهایش را مرحمی کند.

 

پ . ن : 

گرفتن دستت حق من بود و من چه زود فراموش کردم حق گرفتنی است نه دادنی 



تاريخ : سه شنبه بیست و یکم بهمن ۱۳۹۳ | 8:16 | نویسنده : آزاده
 

جهنم کردی بهشتی را که با خاطراتت ساخته بودم 

 

 

پ . ن : حس دوست داشتنت را مثل زندان تو دلم اسیر شده 



تاريخ : پنجشنبه بیست و پنجم دی ۱۳۹۳ | 11:7 | نویسنده : آزاده
 

چه کسی گفت تا شقایق هست زندگی باید کرد ؟

اکنون شقایق هست 

بی تو چه باید کرد؟

پ. ن : 

در سوگ استاد راد



تاريخ : چهارشنبه هجدهم تیر ۱۳۹۳ | 22:28 | نویسنده : آزاده
بودنم را نبودی 

نبودنم را دلتنگ نباش

رفتنم را نگران نبودی 

آمدنم را به انتظار ننشین 

خواستنم را نخواستی 

آرزویم نباش

 

پ . ن : بی صبرانه منتظر آینده ای هستم که توش باشی .



تاريخ : شنبه سیزدهم اردیبهشت ۱۳۹۳ | 21:44 | نویسنده : آزاده

زین پس دلم با غیاب تو چه کند ؟

ای خوب من ...