تاريخ : چهارشنبه هجدهم تیر 1393 | 22:28 | نویسنده : آزاده
بودنم را نبودی 

نبودنم را دلتنگ نباش

رفتنم را نگران نبودی 

آمدنم را به انتظار ننشین 

خواستنم را نخواستی 

آرزویم نباش

 

پ . ن : بی صبرانه منتظر آینده ای هستم که توش باشی .



تاريخ : شنبه سیزدهم اردیبهشت 1393 | 21:44 | نویسنده : آزاده

زین پس دلم با غیاب تو چه کند ؟

ای خوب من ...



تاريخ : شنبه سیزدهم اردیبهشت 1393 | 21:38 | نویسنده : آزاده
چه گفتی با دلم 

که صبورانه آمدنت را به انتظار نشسته است ؟!



تاريخ : شنبه هفدهم اسفند 1392 | 9:54 | نویسنده : آزاده
چه عاشقانه مرا در آغوش گرفتی 

چه مهربانانه  نوازشم کردی 

چه بی رحمانه مرا از خواب بیدار کردند

. . . 

پ . ن : 

احتیاجی به تسبیح نیست ! 

دستانت را که به من می دهی با انگشتانت ذکر دوست داشتن می گویم .



تاريخ : یکشنبه سیزدهم بهمن 1392 | 9:41 | نویسنده : آزاده

از آخر ین بار که دیدمت 
خیلی نگذشته 
همین امروز 
قبل از اذان صبح 
موقع رفتن 
پنجره 
را 
باز کردی 
و مرا 
به تماشای باران دعوت کردی 

پ . ن1: لعنت به این زنگ ساعت که تو را از من جدا می کند

پ.ن 2: آنقدر بغض هایم را فرو دادم و خندیدم که خدا هم باورش شد خبری نیست