|
دلتنگي |
تمام دیروز را تنهایی گذراندم ، به امید دیدار امروزت ، اما .... تو امروز وعده فردا به من دادی ... پ . ن : بعد از مرگم ، قلبم را جدا از من خاک کنید ، من و دلم هیچگاه آبمان توی یک جوی نرفت ! [ شنبه سی ام اردیبهشت 1391 ] [ 17:27 ] [ آزاده ]
خاطراتم را الک کردم چیزی جز دلتنگی تو نماند پ . ن : با بودنت آرامشی ساختی که وقت رفتن آسمان هم تاب نیاورد. [ سه شنبه بیست و نهم فروردین 1391 ] [ 13:52 ] [ آزاده ]
مرا به آغوشی عادت دادی که هیچگاه از آن من نخواهد شد شانه هایی را تکیه گاه ام قرار دادی که قبل تر تکیه گاه کسی بود دلی را به من دادی که جایی در آن نبود برای من . پ . ن : خيلي از يخ كردن هاي ما از سرما نيست!!! لحن بعضي ها، زمستونيه... [ شنبه نوزدهم فروردین 1391 ] [ 16:50 ] [ آزاده ]
بگذار همانطور بماند آب باید جریان داشته باشد، برای عشق ، برای زندگی بخشش کن پ.ن : دستت را بیاور مردانه و زنانه اش را بی خیال دست بدهیم به رسم کودکی. [ دوشنبه پانزدهم اسفند 1390 ] [ 20:4 ] [ آزاده ]
چه صداقتی دارد برف ؟ می داند کسی جواب سلامش را نمی دهد ! اما باز شاد تر از قبل می آید چه صداقتی دارد برف ؟ با اینکه می داند هنگام فرود گل آلود می شود! اما باز لباس سفید به تن می کند چه صبری دارد برف ؟ بااینکه می داند بی رحمانه زیر پا له می شود ! و یا با پارویی کنار زده می شود ! اما باز آرامتر از همیشه می نشیند . چه صبری دارد برف ؟ با اینکه می داند هنگام نشستن با نمک و زنجیر از او پذیرایی می شود! اما باز نرم تر می آید . چه صبری دارد برف ؟ با اینکه می داند همه به استقبال بهار می روند ! و کسی بدرقه اش نمی رود آرام و بی صدا جاری می شود بر معبر رودهایی که ما از آن آب می نوشیم. پ . ن: سرعت گیر جاده ها فرصتی هستند برای آرام بودن و دیدن زیبایی کنار جاده . [ سه شنبه هجدهم بهمن 1390 ] [ 18:13 ] [ آزاده ]
این روزها بد جوری دنبال خودم می گردم !!! در کدام کوچه تنهایی گم کرده ام خودم را ؟؟!! پ . ن1: خیلی بهش گفتم دستمو ول نکن زمین جای غریبی است. پ . ن 2 : این تنهایی مجازات منه . [ دوشنبه سوم بهمن 1390 ] [ 14:49 ] [ آزاده ]
پائیز می شوم برگ برگ تنهایم را بر باد می دهم و عریان در آغوش سرد زمستان غافل از اینکه بهار در راه است و مرا به بازگشتی دوباره می خواند . پ . ن : خودت خوب می دونی چقدر در حق من ظلم می کنی .
[ سه شنبه بیستم دی 1390 ] [ 16:44 ] [ آزاده ]
خودش را به دست بادها سپرده بود
اما دستانش در اسارت نخ ها مانده بادکنک فروشی نیست بادکنک باید پرواز کند. پ . ن : به چیزی که دل نداره دل نبند. [ شنبه دهم دی 1390 ] [ 11:15 ] [ آزاده ]
|
|
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] |